روابط دختر وپسر
فهرست :
مقدمه
ديدگاه قرآن و روايات
طنازي در سخن
تأخير در ازدواج
بستر اجتماعي
مرحله رشد
عدم تقيد خانواده به مسائل ديني
بي توجهي به نيازهاي جوانان در خانه
دیدگاه عقل و شرع
بررسی نظریه های ارتباط میان دختر و پسر
چشم و گوش، وسلیه معرفت یا ضلالت
وظایف فردی و اجتماعی دختران
محدوده آزادی روابط دختران و پسران
کمک به هویت یابی نوجوان
عدم آموزش حدود شرعی در روابط محرم و نامحرم
دست آورد نگاه
استدلالات وتبیین روابط دخترو پسر از نظر اسلام
طرح بحث
تفاوت «روابط دختر و پسر» درجامعه اسلامي و فرهنگ غربي
رابطه زن و شوهری
رابطه علمی بین زن و مرد
رابطه شغلی و حرفه ای
رابطه دوستی بین دختر و پسر
معيارهاي اسلامي و اخلاقي در روابط
نگاه
در پوشش
انديشه و قلب
گفتار
رفتار
منابع

مقدمه :
از زمان گسترش جامعه انسانی، مسئله روابط میان پسر و دختر در جوامع مختلف مطرح بوده است. ولی در دوران توسعه سیاسی، اجتماعی و ظهور رسانه های جمعی و سمعی و بصری، این مسئله شکل دیگری به خود گرفته و با نگرشی نو، بار دیگر رخ نموده است. از آن جا که امروزه این موضوع، به ویژه در محیط هایی مانند: دانشگاه ها، سینماها، پارک ها، خیابان ها و... نمود بیشتری یافته است، ضرورت بحث و بررسی آن دو چندان شده است. بی شک پاک کردن صورت مسئله، در وضعیت کنونی ناممکن است. بنابراین، باید با راهکارهای درست، الگوی متناسب با فرهنگ جامعه اسلامی را به نسل جوان ارائه داد.

ديدگاه قرآن و روايات

در ايجاد و شکل گيري رابطه اي نا درست مجموعه عواملي موثر است که مي توان از ميان آنها به نگاه نا مناسب و خود آرايي اشاره کرد . در اين مقاله سعي داريم ديگر زمينه هاي ايجاد ارتباطي نا متعادل را بررسي کنيم و راهکارهايي را براي پيشگيري از آن براي شما بازگو کنيم.

1-    طنازي در سخن:

يعني زنان در برابر مردان آهنگ سخن گفتن را نازك و لطيف كنند، تا دل او را دچار ريبه و خيال هاي شيطاني نموده شهوتش را برانگيزانند و در نتيجه آن مردي كه در دل بيمار است به طمع بيفتد . منظور از بيماري دل نداشتن نيروي ايمان است، آن نيرويي كه آدمي را از ميل به سوي شهوات باز مي دارد. (1) قرآن كريم براي جلوگيري از روابط ناسالم ميان زنان و مردان مي فرمايد: "نازك و نرم با مردان سخن مگوئيد مبادا آنكه دلش بيمار است به طمع افتد بلكه درست و نيكو سخن بگوييد."(احزاب. 32) تاثير كلام به قدري است كه مولاي متقيان از سلام كردن به زنان جوان خودداري مي كند و مي فرمايد: "مي ترسم از اين كه صداي آنها مرا خوش آيد و از اجرم كاسته شود."(2)
سخن معمولي و مستقيم بگوييد، سخني كه شرع و عرف اسلامي (نه هر عرفي) آن را بپسندد و آن سخني است كه تنها مدلول خود را برساند، نه اينكه كرشمه و ناز را بر آن اضافه كنيد

2-    تأخير در ازدواج:

زن و مرد، مكمل نيازهاي روحي و رواني يكديگرند و هر يك بدون ديگري احساس فقر و نياز مي نمايد. زن به دنبال تقديس از جانب مرد و در آرزوي اين است كه تنها ملكه كاخ عشق و محبتش باشد. (3) و به قول ويل دورانت: زن فقط وقتي زنده است كه معشوق باشد و توجه كردن به او مايه حيات اوست. (4) و مرد نيازمند كسي است كه قلبش براي او بتپد و با گرمي نگاه و كلام پرمهرش، او را در مواجهه با ناملايمات زندگي اميد بخشد و خلاصه اينكه "هر يك از ما، در جدايي فقط نيمه اي از انسان است و هميشه نگران آن نيم ديگر است"(5) تا زماني كه دختر و پسر جوان اين نياز فطري را از راه ازدواج تأمين نكرده و به آرامش رواني نرسيده باشند در معرض خطر هستند. لذا رسول خدا(ص) فرمود: آن كس كه ازدواج كند نيمي از دينش را حفظ كرده است." (6)
 
3-    بستر اجتماعي:

يك عامل بسيار مهم در ايجاد چنين روابطي، وجود زمينه اي اجتماعي و گاه پنهان در ميان جوانان است. اگر در جامعه جوان چنين افكاري رايج شود كه داشتن دوست پسر و يا دوست دختر، نشانه قدرت و جاذبه اجتماعي است و يا اين انديشه كه داشتن چنين روابط، نشانه بزرگ شدن است و يا پيداكردن دوست براي يكديگر را بخشي از پيمان دوستي به شمار آورند، روز به روز بر ميزان اين روابط افزوده خواهد شد. براي رهايي از اين زمينه فساد راهكارهايي وجود دارد كه عبارتند از:
الف - اصلاح فرهنگ جامعه: اگر چنين افكاري در جامعه رسوخ كرده باشد بر مسئولين فرهنگي جامعه واجب است كه تمام امكانات و تلاش خود را در اصلاح فرهنگ جامعه به كار بگيرند زيرا تا فرهنگسازي درست صورت نگيرد خرده كارها نتيجه مطلوب را به همراه نخواهد داشت.
ب - دقت در انتخاب همنشين: بايد راههاي صحيح دوست يابي را آموزش داد تا جوانان با ديد باز و انديشمندانه همنشين و دوست خود را انتخاب نمايند.
رسول خدا(ص) مي فرمايند: "دين و منش هر شخصي، متناسب با دوست و همراه است." (7)

4-    مرحله رشد:

اريكسون سن 12 - 20 سالگي را مرحله احساس هويت در مقابل سردرگمي هويت مي داند و مي گويد مشكل اين دوره خطر آشفتگي نقش به ويژه هويت جنسي و شغلي نوجوان است. در بعضي موارد جواناني كه قادر به رو در رويي با سردرگمي نقش جنسي و شغلي خود نيستند، هويتي منفي را انتخاب مي كنند و به هويت ها و نقش هايي متكي مي شوند كه به صورت نامطلوب ترين و خطرناك ترين اعمال به آنها عرضه شده است(8) يكي از اين رفتارهاي جايگزين، برقراري ارتباطهاي ناسالم است.براي پيشگيري از بروز اين مشكل، بايد به نوجوان و جوان در هويت يابي كمك كرد تا بتواند براي خويشتن، تصويري رضايت بخش و اميدآفرين به دست آورد. عمل انسان مترتب بر شاكله او است به اين معنا كه عمل هرچه باشد مناسب با اخلاق آدمي است پس شاكله يا هويت نسبت به عمل، نظير روح جاري در بدن است. (9) بنابراين بر والدين و مسئولين تعليم و تربيت واجب است كه در راه "هويت يابي جنسي" به جوانان كمك كنند تا تصوير روشني از جنسيت خود و نقش هاي مربوط به آن، برخوردهاي اجتماعي و دوستي دختران و پسران و عشق و امثال آن پيدا كنند.

5-    عدم تقيد خانواده به مسائل ديني:

جوانان اولين برخوردها و معاشرت هاي ناسالم و مختلط را در خانه تجربه مي كنند.فرهنگ خانواده است كه حد و مرزها را به فرزندان مي آموزد. لذا قرآن كريم مي فرمايد: "اي مومنان! خود و خانواده خويش را از آتش دوزخ نگاه داريد."(تحريم. 6) يعني خود و زن و بچه خود را تعليم خير دهيد و ادب نماييد. (10) و در نگهداري خانواده همين بس كه به آنها امر كنيد بدان چه كه خدا امر كرده و نهي كنيد از آنچه خدا نهي كرده است. (11)
اگر خانواده ها حدود شرعي را در روابطشان مراعات نكنند، ديگر چه انتظاري از جوانان با آن شرايط روحي و هيجاني مي توان داشت

6-    بي توجهي به نيازهاي جوانان در خانه:

 جوانان به محبت، برقراري صميميت، تنوع، تفريح و هر چيزي كه شور و نشاط آنان را حفظ كند، نيازمند هستند. اگر والدين اين نيازها را تأمين نكنند، خود آنان دست به كار مي شوند و از آنجا كه معمولا جوانان شتابزده و ناپخته عمل مي كنند، از هر طريقي براي رفع نياز خود اقدام مي كنند. نكته ديگري كه بايد به آن توجه داشت، پرهيز از بيكاري است. خداوند متعال به پيامبر گرامي اسلام(ص) توصيه مي فرمايد: "هنگامي كه از كار مهمي فارغ شدي خود را به كار ديگري مشغول كن"(انشراح. 7) والدين بايد براي اوقات فراغت جوانان خود برنامه داشته باشند. فعاليت هاي اجتماعي، فرهنگي، ورزشي و تفريحي علاوه بر اينكه آنها را از بسياري از فسادها حفظ مي كنند، در رشد ابعاد مختلف جوان موثر است. والدين در برخورد با جوانان بايد طريق اعتدال را پيش بگيرند و از هرگونه افراط، تفريط، برخورد خشك، خشن و انعطاف ناپذير خودداري كنند. و در ضمن نظارت و كنترل نامحسوس بر رفت و آمد و رفتارهاي آنان، شخصيت و حريم خصوصي آنان راحفظ نمايند زيرا اگر شخصيت او از بين برود و عزت و كرامتي نداشته باشد، هيچ اميد خيري در او نيست. (12) و از سرزنش و ملامت نيز پرهيز كنند كه آتش لجاجت را در آنان شعله ورتر مي كند. (13)

دیدگاه عقل و شرع

نگاهی نو به روابط دختر و پسر و یافتن راه کارهای شایسته دینی، در این زمینه.

مفهوم شناسی و راه های برقراری ارتباط
در رابطه دوستی میان دختران و پسران، از اصطلاحاتی مانند: «دوست پسر» و «دوست دختر» استفاده می شود. مقصود از دوستی دختران و پسران، رابطه ای است نسبتا صمیمانه و گرم و عمدتا پنهانی که در قالب دیدارهای مخفیانه، رد و بدل کردن نامه و یا برقراری ارتباط تلفنی بین دختر و پسر، شکل می گیرد. این دوستی ها ویژگی ها و پی آمدهایی دارند که باید شناسایی و تحلیل شوند. در این دوستی ها معمولاً پسری با دختری طرح آشنایی می ریزد. برخی اوقات ممکن است پسری با چند دختر و در مواردی نادر نیز یک دختر با چند پسر نقشه دوستی و آشنایی بریزد. این گونه دوستی ها بیشتر پنهانی و دوراز چشم خانواده و آشنایان صورت می گیرد. بنابراین به علت ناشایست بودن این ارتباط از نظر شرعی و عرفی، دختر و پسر مجبورند به منظور طرح ریزی و فراهم آوردن مقدمات دیدار یا برقراری ارتباط با یکدیگر، توان و زمان بسیاری را صرف کنند. همچنین به سبب پذیرفته نبودن این کارها، از سوی خانواده و جامعه همواره این دوستی ها با نگرانی هایی همراه است.
ارتباط دختر و پسر می تواند از این راه ها برقرار شود: از طریق نامه نگاری (مکاتبه) به وسیله پست یا فکس، از طریق گفت و شنود (مکالمه) حضوری یا تلفنی، از طریق دست دادن (مصافحه)، از طریق نگاه کردن حضوری یا تصویری (رد و بدل کردن عکس) و راه هایی دیگر مانند ارتباط اینترنتی و غیره. از آن جا که گفت وگوی حضوری و نگاه، از آسان ترین راه هاست و امکان آن تقریبا به راحتی فراهم می آید، بیشتر ارتباطات از این طریق صورت می گیرد.
1. مفهوم شناسی ارتباط؛
2. پذیرفته نبودن روابط دختر و پسر، از نظر شرعی و عرفی.

بررسی نظریه های ارتباط میان دختر و پسر

بر پایه نخستین دیدگاه، دو جنس مخالف به هر نحو که بخواهند، اعم از گفت و شنود، مسافرت، رفاقت، تماس بدنی و حتی کام گرفتن از یکدیگر، می توانند با هم رابطه داشته باشند؛ با این استدلال که هرگونه محدودیت موجب فزونی میل و رغبت می شود. خاستگاه این نظریه و مهد کنونی این ارتباط افسار گسیخته، جهان غرب به ویژه آمریکا و اروپای غربی است.
دیدگاه دیگری که از آن به نظریه افراطی می توان یاد کرد، معتقد است که زن و مرد یا پسر و دختر حق ندارند کمترین ارتباطی با هم داشته باشند؛ خواه این ارتباط مکالمه ای باشد یا مکاتبه ای و خواه با نگاه باشد یا حضوری که در هر صورت نباید دو جنس مخالف حتی در شعاع دید و صدای یکدیگر قرار گیرند. این نظریه، بیشتر جنبه بهداشت اجتماعی دارد و به عنوان راهکارهایی برای جلوگیری از فساد اجتماعی پیشنهاد می شود. طبیعی است که میان دو دیدگاه افراط و تفریط، همواره نظر سومی مطرح می شود. زیرا آن دسته از انسان ها که اندیشه ای متعادل دارند، با نامعقول دانستن دیدگاه اول و ناممکن دانستن نظریه دوم، راه سوم را که برقراری ارتباط در چارچوب و موازین شرع و عرف است، برمی گزینند. این نظریه با توجه به خاستگاه فرهنگی و دینی جامعه ما، به خوبی تأیید می شود. قرآن کریم، کتاب اعتدال است و هم در عالم تکوین و هم در جهان تشریع که اخلاق نیز جزئی از آن است، جانب اعتدال را گرفته است. از این رو، تصمیم سوم به دیدگاه قرآن کاملاً نزدیک است. بر این اساس، درمی یابیم که دموکراسی جنسی و کامیابی آزادانه مردان از زنان و معاشرت های لذت بخش دیداری و شنیداری و نظریه ای را که حتی عادی ترین روابط بین زن و مرد را روا نمی دارد، مورد تأیید اسلام نیست. و همچنین است نظریه ای که حتی عادی ترین روابط بین زن و مرد را روا نمی دارد. به این ترتیب، میان دختر و پسر حریمی به بلندای حجاب و صلابت و عفاف قرار گرفته است. تا هم به دموکراسی جنسی گرفتار نگردد و هم از لغزش های احتمالی به هنگام تعامل با مردان، مصون بماند.
طرح سه نظریه درباره برقراری ارتباط دختر و پسر و پذیرش نظریه سوم.

چشم و گوش، وسلیه معرفت یا ضلالت
از میان تمامی حواس درونی و بیرونی، آنچه بیش از همه می تواند به افزایش علم و آگاهی انسان کمک کند، چشم و گوش است. چراکه اینها شبکه اصلی دریافت معلومات و آگاهی انسان از جهان خارج و از جمله دیگر افراد هستند. خدای سبحان می فرماید:
وَ اللّهُ أَخْرَجَکُمْ مِنْ بُطُونِ أُمَّهاتِکُمْ لا تَعْلَمُونَ شَیْئًا وَ جَعَلَ لَکُمُ السَّمْعَ وَ اْلأَبْصارَ وَ اْلأَفْئِدَةَ لَعَلَّکُمْ تَشْکُرُونَ. (نحل: 78)
خداند شما را از شکم مادران تان خارج کرد، در حالی که هیچ نمی دانستید ولی برای شما گوش و چشم و دل قرار داد.
چشم بدین سبب که همه محسوسات را می بینید، از حوزه حسی وسیعی برخوردار است و گوش از آن جهت که قادر است گفته های مربوط به حوزه فراحسی را نیز بشنود، فراگیر است.
بی گمان، وظیفه هر یک از اعضای بدن انسان، همان است که دست قدرتمند آفرینش برایش معین کرده است. چشم بینا و گوش شنوا می تواند انسان را به سعادت دنیوی و اخروی رهنمون سازد، ولی به کارگیری این دو ابزار در مسیر نادرست، پی آمدهای جبران ناپذیری برای آدمی به همراه دارد. یکی از شیوه های به کارگیری ناشایست و نامشروع این موهبت های الهی، برقراری ارتباط ناسالم میان دختران و پسران است. اگر آدمی این دو عضو را آزاد و رها بگذارد و آنها را با هدف لذت جویی به کار گیرد، در عین استفاده از لذت های زودگذر، آثار زیان بار و ناخوشایندی بر روح و روان او می گذارد. در واقع، امری که از مسیر سالم و عاقلانه خود خارج شود، مضر و نابود کننده است. به راستی وقتی می توان از چشم و گوش در راه حلال و مشروع بهره گرفت، بیراهه رفتن و ناراستی برای چیست؟! بدیهی است که دیدن، گفتن یا شنیدن، برای افزایش شناخت و آگاهی انسان است. نگاه به مظاهر طبیعت، صنعت، هنر و... انسان را به شناخت هر چه بیشتر آنها می رساند و به اصطلاح فرهنگ دینی، او را به حقیقت آفریننده آنها هدایت می کند. گفت وگوی انسان ها نیز برای انتقال معلومات، کسب آگاهی و بیان نیازمندی هاست. قرآن کریم هم به این اصل تأکید و چشم و گوش را ابزارهای شناخت معرفی می کند. چشم را وسیله دیدن آیات تکوینی و گوش را وسیله شنیدن آیات تشریعی و زبان را وسیله تشریع و تفسیر هر دو قرار داده است.
1. چشم و گوش، دو ابزار مهم کسب معرفت؛
2. بهره گیری از این دو نعمت خدادادی در مسیر صحیح و مشروع.

وظایف فردی و اجتماعی دختران
دختران جوان باید نکات و آموزه های دینی را به درستی فراگیرند و با دقت خاصی در مسیر قرب و تکامل حرکت کنند. دختران و زنان مؤمن، باید در همه حال مراقب اعمال و رفتار و گفتار خویش باشند تا جایگاه و شخصیت اجتماعی آنان همواره حفظ شود؛ زیرا ارزش زن و دختر مسلمان به پارسایی و دیانت اوست که پاکدامنی و متانت را برای او به ارمغان می آورد. اسلام برای بسیاری از نعمت های الهی، زکات قرار داده است، برای مثال: زکات علم را نشر آن؛ زکات شجاعت را جهاد؛ زکات بدن سالم را روزه گرفتن و زکات زیبایی را نیز پاکدامنی دانسته است. این روایت از حضرت علی علیه السلام ، گویای همین امر است: «زَکاةُ الجَمالِ الْعِفافُ».
دختران جوان و مؤمن با حفظ غیرت، جایگاه اجتماعی خویش را قدر بدانند و در جهت حفظ پاکدامنی و تقوا از خویشتن داری غافل نباشند.

محدوده آزادی روابط دختران و پسران

چرا مقررات اسلامی، مراوده و معاشرت آزادانه و بدون قید و شرط دختران و پسران را مجاز نمی داند؟ چرا اسلام ارضای غریزه جنسی را تنها در چارچوب قانون و شرع جایز و روش های انحرافی را ممنوع کرده است؟
دیدگاه غرب دراین باره هم آهنگ با غریزه و تمایل نفسانی آدمی است که به طور قطع، مفاسد و زیان های بسیاری در پی دارد. روش اسلام، مخالف با آزادی نامحدود غرایز و منافی کام جویی های نامشروع است. این محدودیت، انسان را از آسیب های فردی و اجتماعی بسیاری در امان می دارد. بنابر حکم عقل و اندیشه سالم، آدمی از برخی آزادی ها چشم می پوشد و بعضی از ناکامی ها و محدودیت ها را می پذیرد تا از پی آمدهای ناگوار و گاه جبران ناپذیر آن زیان نبیند.
انسان عاقل ضرر و زیان کمتر را تحمل کند تا از ضرر بزرگ تر و شر سنگین تر برکنار بماند.
حضرت علی علیه السلام می فرماید:
لَیْسَ الْعاقِلُ مَنْ یَعْرِفُ الْخَیْرَ مِنَ الشَّرَّ وَلِکنَّ الْعاقِلَ مَن یَعْرفُ خَیْرَ الشَرَّیْنِ.
عاقل کسی نیست که خوب را از بد بشناسد، بلکه خردمند آن است که دو بد را که با آنها روبه روست، بسنجد و بدی ای را که شرش کمتر است، تحمل کند تا از خطر بزرگ تر مصون باشد.
1. ارضای غرایز جنسی در محدوده شرع و قانون؛
2. چشم پوشی از لذت های زور گذر نفسانی که پی آمدهای زیان بار فراوان دارد.
احساسات صادق، احساسات کاذب
بسیاری از دوستی ها و روابط غیرمجاز دختران و پسران، ریشه در احساسات کاذب آنها دارد: «شایع ترین و متداول ترین احساسات کاذب، بیشتر به بهانه عشق، گریبان گیر افراد می شود. در بسیاری مواقع، بروز این احساسات عاشقانه که به دوستی دختر و پسر نامحرم می انجامد، نشان از بیماری روحی، اندوه و ناراحتی عصبی آنان است.
عده ای می خواهند بسیاری از کمبودها و ناکامی های روحی و عاطفی خود را با ابراز عشق و نوازش و لطف به محبوب خویش و یا دریافت مهر و محبت از محبوب، جبران کنند.
در صورتی که این گونه مهرطلبی ها و عشق ورزی ها، صرفا برای کام جویی و ارضای بدلی است و تنها هنگام رسیدن به آن و یا اندکی پس از آن که دیگر دیر شده است، افراد از خواب غفلت بیدار می شوند و به ناپاکی احساسات خود پی می برند.
بزرگ ترین دشواری عشق ها و احساسات کاذب، این است که تا وقتی دچار بحران التهاب آنها هستیم، آنها را درست و واقعی می پنداریم و تنها گذشت زمان موجب می شود که به اشتباه خود پی ببریم. اگر تفکر و تعقل چاشنی احساسات و عواطف هیجانی شود، می تواند غریزه جنسی را در مسیر طبیعی خود قرار دهد و با ارضای طبیعی و درست آن، به سکون و آرامش دلخواه دست یابد. در حالی که تأمین این غرایز از راه غیرشرعی و نادرست، می تواند آسیب های روحی ـ روانی ناگواری بر آدمی وارد کند.
1. عمده دوستی های دختر و پسر، ناشی از احساسات کاذب آنهاست؛
2. در بیشتر دوستی های غیرمجاز، تنها کام جویی بدلی اتفاق می افتد، نه کامجویی واقعی.

کمک به هویت یابی نوجوان

یکی از وظایف مهم در تعلیم و تربیت نسل نوجوان، یاری دادن او برای یافتن هویت خویش است که شامل، هویت های دینی، خانوادگی واجتماعی اوست. مربیان، اعم از معلمان و مدیران، مربیان پرورشی و اولیا بایددر شرایطی به پرورش جسم و روح دانش آموزان، چه پسر و چه دختر بپردازند که اینان در پایان دوره نوجوانی بتوانند تصویر و توصیف روشنی از خود، مسائل مذهبی، موقعیت اجتماعی و نیز آینده خویش، داشته باشند. روان شناسان، دوره نوجوانی یعنی حدفاصل بین دوازده تاهجده سالگی را دوره حساس برای هویت یابی می دانند.اگر نوجوان در این مدت شخصیتی رضایت بخش و متعادل به دست آورد، مراحل بعدی زندگی را امیدوار، با اطمینان و پرتحرک سپری خواهد کرد. در صورت تحقق نیافتن این نوع هویت، دختر و پسر به آشفتگی روحی و روانی دچار می شوند و در شناخت خود و انتخاب شیوه رفتاری مناسب، با مشکل روبه رو خواهند شد.
در این وضعیت، انتخاب یک الگوی مشخص و ایدئال برای او مشکل می شود و نوجوان گرفتار افراط و تفریط بسیار خواهد شد. گاه به صورت یک فردمذهبی افراطی جلوه گر می شود و گاه یک سره انجام وظایف مذهبی را به کنار می گذارد.
بنابراین بر مسئولان فرهنگی است که پایه ها وبنیادهای مذهبی، اجتماعی وفرهنگی نوجوانان را تحکیم بخشنده مفاهیم و ارزش های متعالی را درون شان نهادینه سازند.
1. نقش هویت یابی، در انتخاب شیوه رفتاری و تصمیم گیری های شایسته؛
2. هویت یابی، عاملی در ثبات شخصیت.
عدم آموزش حدود شرعی در روابط محرم و نامحرم
یکی از عوامل ایجاد نابسامانی در روابط بین دختر وپسر در جامعه ما، نبودن آموزش صحیح در مسائل مربوط به محرم و نامحرم است. خانواده ها معمولاً در این زمینه برنامه مشخصی ندارند. بسیاری از خانوده ها گفت وگوی فرزندان خود با بعضی از افراد نامحرم فامیل را مجاز می دانند، مانند: روابط صمیمانه دختر عمو و پسر عمو، دختر عمه و پسر دایی و حتی وجود روابط گرم و صمیمی با افراد دورتر فامیل.
رعایت نکردن متانت و حجاب در حضور چنین افرادی، بیان کننده این امر است که نه تنها والدین حدود شرعی روابط را به فرزندان آموزش نداده اند، بلکه برخی از آنان، خود نیز در رعایت آنها سهل انگاری و ساده اندیشی می کنند. آموزش این حدود به فرزندان، نه تنها نشانه عقب ماندگی و یا محدودسازی آنان نیست، بلکه به دلیل دقت و توجه خانواده به حدود و رفتار اجتماعی است. هر قدر فرهنگ خانواده بالاتر باشد، به جزئیات و دقایق زندگی، از جمله روابط اجتماعی بین دختر و پسر توجه بیشتری می کنند.
1. آموزش صحیح درباره روابط محرم و نامحرم؛
2. نقش نظارتی و هدایتی خانواده، در کنترل روابط فامیلی.

دست آورد نگاه
نگاه کردن دختر وپسر و یا زن و مرد از روی مهر و محبت به یکدیگر، موجب انتقال تصاویر آنها به صفحه ذهن می شود و به صورت غیر ارادی آثار عمیقی بر خیال و تصورات شهوانی انسان، حتی انسان های مؤمن می گذارد. چرا که این عکس ها در قوه خیال به گونه ای نقش می بندد که جزء جداناپذیر فکر انسان می شود. امام علی علیه السلام بر این حقیقت اشاره کرده و فرموده است: «کَمْ مِنْ نَظْرَةٍ اُوِرَثَتْ مَعَهُ حسرةٌ طویلةٌ؛ بسا یک نگاه، حسرت و اندوه درازمدتی را به بار می آورد».
در روایتی دیگر از وی آمده است:
اَوَّلَ نَظْرَةٍ لَکَ وَ الثّانِیَةُ لالَکَ وَ النَّظْرَةُ الثّالِثَهُ سَهْمٌ مَسْموُمٌ مِنْ سَهامِ اِبْلیسَ.
نگاه اول از آن توست، نگاه دوم به سود تو نیست و اما نگاه سوم، تیری از تیرهای زهرآگین شیطان است.
و باز از ایشان می خوانیم: «فَکَمْ مِنْ ناظِرِ نَظْرَةِ زَرَعَتْ فی قَلْبِه شَهْوَةً؛ چه بسیار نگاه هایی که شهوت را در دل بیننده کاشته است».
نگاه اول چون بدون توجه است، اثر آن چندان نیست. نگاه دوم که با توجه همراه است، کمی اثردارد. اما نگاه سوم که با قصد صورت گیری انجام می شود، تیری است برخاسته از گناه که به سوی قلب نشانه رفته است، زیرا هر آنچه دیده می بیند، دل از آن یاد خواهد کرد.
نگاه ناپاک، آن چنان بی رحم است که بر جوان و پیر، دختر و پسر، شاهزاده و گدا، تأثیر یکسانی دارد. نگاه، زلیخا همسر عزیز مصر را شیفته یوسف کرد، یوسف را زندانی و زلیخا را رسوا کرد. زنان مصری با یک نگاه به یوسف، به جای میوه دست خود را بریدند. اگر دختر و پسر بتواند خود را از این دام برهاند و از لذت دنیوی نگاه چشم بپوشد، به یقین شیرینی ایمان را خواهد چشید و خواهد فهمید که لذت همیشه در لذت بردن نیست، بلکه گاهی در ترک لذت است که به گفته سعدی شیرازی:
اگر لذت ترک لذت بدانی     دگر لذت نفس، لذت ندانی
چنان که پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرموده است:
اَلنَّظَرُ سَهْمٌ مَسْموُمٌ مِنْ سَهامِ اِبْلیسَ مَنْ تَرَکَها خَوفا مِنَ اللّه اَعطاهُ اللّه ُ ایمانا یَجِدُ حَلاوَتَهُ فی قَلبِهِ.
نگاه، تیر زهرآلود شیطان است. هر کس به خاطر خداترسی آن را ترک کند، خداوند ایمانی را به او می بخشدکه شیرینی آن را در خویش احساس می کند.
بنابراین رها کردن بی مورد نگاه جایز نیست، بلکه باید نگاه را در چنبره عقل و شرع محدود کرد. با وجود این، در صورت دیدار اتفاقی، باید با خواسته های نادرست دل مبارزه کرد؛ چرا که پاسخ مثبت به هر آنچه دل می طلبد، در اسلام جایز نیست.
1. نگاه، تیری از تیرهای شیطان و وسیله ای برای گمراهی؛
2. آزاد نگذاشتن چشم برای سیر کردن درمناظرغیر مشروع.

استدلالات وتبیین روابط دخترو پسر از نظر اسلام
قبل از اينكه به استدلالات وتبيين روابط دخترو پسر از نظر اسلام بپردازيم چند نكته را ياد آوري مي كنيم. اول: اينكه مبنا و ماخذ معارف ، اخلاقيات ، معيارهاي رفتاري و... و در يك كلام بايدها و نبايدهاي فردي و اجتماعي ما برگرفته از دين اسلام است و ما در هر مرحله از مراحل زندگي بشري چه فردي و چه اجتماعي دين اسلام را حاكم مي دانيم وآنرا ملاكي جدائي ناپذير براي زندگاني بشري قلمداد مي كنيم. و لذا آنچه در ذيل مي آيد طبق همين ملاك مي باشد. دوم: اگر چه عنوان مقاله روابط دختر و پسر است، اما همه زنان و مردان در اين احكام مشترك هستند و اختصاص عنوان به دختر و پسر تنها به خاطر اهميت و موقعيت حساس دختران و پسران جوان و نوجوان مي باشد. سوم: در اين مقال تنها به بيان بايد ها و نبايد ها در رابطه دختر و پسر پرداخته مي شود و سخن از معضلات ،‌راه حل ها و سياست هاي صحيح و نا صحيح ، آسيب شناسي و ...در اين رابطه را به مجال و مقالهاي بعدي موكول مي كنيم.

طرح بحث

زندگي انسان بر پايه ورابط اجتماعي و پيوندها شكل مي گيرد. آنچه از نظر اسلام در اين اجتماع مهم است حركت به سوي اخلاق متعالي و پيشرفتهاي معنوي وكمال فردي و اجتماعي انسان است. و اين اجتماع ناگزير از تعامل افكار و انديشه ها،‌ فرهنگها، تعليم وتعلم و ارتباطات مي باشد كه دين اسلام هم بر اين موارد تاكيد دارد.
در يك جامعه اسلامي روابط و تعامل انسانها با يكديگر بر گرفته از شناخت ارزشها و آموزه هاي ديني است كه چگونگي و بايد ها ونبايدهاي آن را بيان مي كند. انسان، به ویژه جوان ونوجوان، به ارتباط اجتماعى نیازمند است؛ زیرا آدمى موجود اجتماعى است و ارتباط با دیگران پاسخ آن نیاز درونى به شمار مى‏آید.داشتن روابط ضرورت دارد؛ ولى چگونگى آن از اهمیت بیش‏ترى برخوردار است. در اين ميان ارتباط با جنس مخالف موضوعى مهم و حساس است.
على‏رغم اين‏كه افراد ناآشنا به مبانى دينى، اسلام را بدان متهم مى‏كنند كه مخالف حضور دختران در اجتماع است، احاديث صريحى داريم كه طالب علم و دانش و فراگيرنده آن، چه دختر و چه پسر، محبوب خدايند و براى كسب دانش و كارهاى مفيد اجتماعى، دختران و پسران مى‏توانند با حفظ پوشش و عفاف، به‏راحتى در جامعه ظاهر شوند و به انجام وظيفه بپردازند. «قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص طَلَبُ الْعِلْمِ فَرِيضَةٌ عَلَى كُلِّ مُسْلِمٍ أَلَا إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ بُغَاةَ الْعِلْم‏» (الكافي/1/30 )
«فَوَجَبَ عَلَى الْعَاقِلِ طَلَبُ الْعِلْم ».‏(الكافي/ ج1 - كتاب العقل و الجهل)
اسلام به اهميت و ارزش فوق‏العاده پاكى و سلامت شخصيت دختر و پسر و لزوم رعايت حقوق فرد و جامعه در ارتباطها ، نگاه‏ها، شنيدن‏ها و مكالمات تأكيد دارد و به هيچ عنوان راضى نمى‏شود كه حريم قُدسى دختر، خدشه بردارد يا پسر از دايره عفت و پاكى خارج شود.
تفاوت «روابط دختر و پسر» درجامعه اسلامي و فرهنگ غربي

فرهنگ غربى، به نام آزادى و در راه رسيدن به آن، فضاى جامعه را خواسته يا ناخواسته ناامن و كانون خانواده را متزلزل نموده است. در چنين فضايى، هيجانات كاذب، فرصت انديشيدن و خلوت معنوى و چشيدن لذّت رفتارهاى اخلاقى و خويشتندارى‏ هاى عفيفانه را از انسان گرفته است.
در جوامع غربي به اصطلاح «آزاد»،بر اثر بى‏بندوبارى‏ها و تلاش‏هاى تمام ناشدني شهروندان براى كسب منافع و رفاه بيشتر و ناديده گرفتن حريم‏هاى انسانى، هر روز، جنايات تازه‏اى در شرف تكوين است، كه عشق‏هاى دروغين خيابانى و دوستى‏ها و ارتباطهاى كوچه وبازارى، تنها نقطه‏هاى آغاز شمرده مى‏شوند.
در جوامع غربى و همچنين جوامعي كه مقلّد غرب هستند، نسل جوان، هدف تبليغات رسانه‏اى قرار گرفته اند تا مصرف بيشتر محصولات تجاري را به دنبال داشته باشند. (لباس‏هاى مُدِ روز، لوازم آرايشي، فيلم‏ها و آوازهاى سبُك يا غير اخلاقى، موادّ انرژى ‏زا و توهّم ‏زا و...) بدون آن‏كه فرصت انتخاب داشته باشند و يا بتوانند آگاهانه از حلقه و گردونه‏اى كه درونش قرارگرفته‏اند، خارج شوند. در چنين جامعه‏اى كه به هيچ اصل اخلاقى يا آرمان غير مادّى پايبند نيست، همگان قربانى‏اند. و به اصطلاح تر و خشك با هم مي سوزند.
با چنين شرايطي كه بر جوانان در جوامع غربى و كشورهاى تحت نفوذ آنان حاكم است، بايد ديد الگوهاى دخترها و پسرها، چه كسانى هستند؟ آيا افراد عالم و دانشمند و متفكّر و هنرمند واقعى‏ الگو هستند يا هنرپيشه‏هاى جلف و فاقد ابتكار و بى‏انديشه‏اى كه تنها ظاهرى جذّاب دارند؟ آيا اين روند، دليل انحطاط و سقوط اخلاقى و موجبِ سرگردانى و بي هدفي نسل جوان دختر و پسر يك جامعه نيست؟ آيا متفكّران و مربّيان بزرگ غرب در دهه‏ها و سَده‏هاى گذشته، با آن همه مبارزات پيگير و تحمّل آن‏همه رنج، چنين فضاى فرهنگ‏سوز و مادّيت‏زده‏اى را آرزو كرده بودند؟ و آيا شايسته است كه ما به جاى تصحيح و ارتقاى فرهنگ خويش، خود را به چنين فضاى وهْم‏آلودى بسپريم؟
اما در جامعه اسلامي، جامعه دينى در روابط اجتماعى خود، توجهى ويژه به حصار عفاف و حريم شخصى دختر و پسر دارد. روش اسلام، اين است كه انسان، معتدل و متعادل زندگى كند و از هر افراط يا تفريطى به دور باشد. خداوند نيز مسلمانان را «امت متعادل» مى‏نامد. «وَ كَذلِكَ جَعَلْناكُمْ اُمَّةً وَسَطاً لِتَكونوا شُهَداءَ عَلَي الناسِ» (سوره بقره، آيه 143) و افراد اجتماع را به روش صحيح زندگى فرامى‏خواند و در مقرّرات خود، همه جنبه‏هاى نياز دختر و پسر را در نظر مى‏گيرد. از جمله، دختران را تا حدودى كه منجر به زيان‏ديدن و انحراف آنها نشود، از شركت در اجتماع، نهى نمى‏كند.
رسول خدا(ص) به برخى از زنان اجازه مى‏دادند كه حتى در جنگ‏ها براى امداد و كمك به مجروحان و سربازان، شركت كنند و در تاريخ اسلام، نمونه‏هاى بسيارى براى مشاركت زنان و دختران در فعاليت‏هاى اجتماعى ذكر شده است.( از جمله نسيبه كه جايگاه ويژه اي نزد رسول خدا ص داشت) روشن است كه رعايت حريم‏ها از سوى زنان و مردان، تضمين لازم براى دوام چنين مشاركتى است و حضور زنان و دختران در فضاهاى عمومى يك جامعه، مشروط به صلاحيت اخلاقى و متانت مردان و پسران آن جامعه است.
اسلام به خطراتِ ناشى از روابط به اصطلاح «آزاد» دختر و پسر كاملاً آگاه است و نهايت مراقبت را در روابط و برخوردهاى دختران و پسران دارد، تا حدى كه منجر به انحراف و فساد نشود و طرفدار مشاركت دختران و پسران در جامعه به شكل معقول و با حفظ حريم است.
اسلام، در عين اين‏كه اجازه شركت در محافل، مدارس، دانشگاه‏ها، مساجد و... را به جوانان دختر و پسر مى‏دهد، دستور مى‏دهد كه به صورت مختلط نباشد و محلّ نشست و برخاست‏ها از يكديگر جدا باشد. آنچه كه اسلام به صورت يك توصيه اخلاقى در مورد جامعه مدنى ابراز مى‏دارد، اين است كه اجتماع مدنى، تا حدّ ممكن، غير مختلط باشد. به عنوان مثال در تفسير اين آيه آمده است:
«لَئِنْ لَمْ يَنْتَهِ الْمُنافِقُونَ وَ الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ...» يعني «اگر منافقان و بيمار دلان و كساني كه شايعات بي اساس و اخبار دروغ در مدينه پخش مي كنند دست از كار خود برندارند، تو را بر ضد آنان مي شورانيم سپس جز مدت كوتاهي نمي توانند در كنار تو در اين شهر بمانند» (سوره احزاب /60).
كه در تفسير بيماردلان (في قلوبهم مرض ) آمده: يعني كساني كه فاجر هستند و ايماني ضعيف دارند آنها كساني هستند كه از مراوده و اختلاط با زنان و اذيت آنان باكي ندارند.. .
روابط بين دختر ها و پسر ها
روابط بین زن و مرد را به چهار صورت مي توان در نظر گرفت: رابطه زن و شوهری ، رابطه علمی،رابطه حرفه ای و شغلی،رابطه دوستانه.

رابطه زن و شوهری:

اسلام رابطه زن و شوهر را که براساس موازین شرعی و عقد رسمی تحقق پیدا می کند مورد تأکید و تاييد قرار داده است. ده ها آیه و صدها روایت از معصوم در مورد اهمیت ازدواج و روابط زناشویی شاهد بر مدعاست . مهمترین کانون و نهاد اجتماعی خانواده است که با ازدواج و رابطه زن و مرد شکل می گیرد بنابراین از نظر اسلام این نوع رابطه اجتماعی مشروع و مورد تأکید و تاييد است و زن و مرد هر دو در شکل گیری آن سهیم اند. در اين خانواده است كه زنان و مردان آنچه كه بالاصاله براي آن خلق شده اند را مي توانند بروز دهند و آن چيزي نيست جز تربيت اسلامي و تخلق به اخلاق الهي. همچنانكه خداوند پيامبرش را براي همين مهم مبعوث كرده است: «اني بعثت لاتمم مكارم الاخلاق».
«قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص إِذَا جَاءَكُمْ مَنْ تَرْضَوْنَ خُلُقَهُ وَ دِينَهُ فَزَوِّجُوهُ إِلَّا تَفْعَلُوهُ تَكُنْ فِتْنَةٌ فِي الْأَرْضِ وَ فَسادٌ كَبِيرٌ»(الكافي/5/ 347 ). «عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ مَنْ زَوَّجَ عَزَباً كَانَ مِمَّنْ يَنْظُرُ اللَّهُ إِلَيْهِ يَوْمَ الْقِيَامَة »( تهذيب‏الأحكام ج/ 7 /405).


رابطه علمی بین زن و مرد:

این نوع رابطه با حفظ موازین شرعی و رعایت حدود الهی از ناحیه زن و مرد مجاز است و بهترین مصداق بارز آن رابطه بین استاد و شاگرد است اعم از این که استاد زن باشد و شاگرد مرد، یا بالعكس. آنچه مهم است رعایت موازین شرعی است، اگر احکام الهی مراعات شود این نوع رابطه نه تنها مجاز است بلکه مورد تأيید اسلام است و اگر حدود الهی مراعات نشود و حریم های بین محرم و نامحرم شکسته شود اسلام از این رابطه ناخشنود است و آن را شديدا نهی می کند .

رابطه شغلی و حرفه ای:

روابط شغلي سه گونه هستند :
1. شغل هایی که عرفا و غالبا به عهده زنان است و با وجود زنان، لزومي ندارد مردان مشغول آن حرفه شوند. مثل شغل مامایی و کارهایی که جنبه زنانه محض دارد. در این گونه موارد اسلام تأکید دارد که شغل های حساس و مهمی که مربوط به بانوان می شود خودشان به عهده گیرند. طبعا نوع رابطه شغلی در اینجا بین زنان است و مردان حق ورود به این مشاغل را ندارند مگر در شرایط ضروری.( البته چون در گذشته به زنان مجالي براي يادگيري مشاغل و حرفه هاي مخصوص زنان نمي داده اند، هستند مرداني كه به خاطر نياز آن حرفه ها را فرا گرفته اند).
2. شغل هایی که عرفا و غالبا به مردان اختصاص دارد مثل کارهای شاق و سختی که با فیزیک بدن زن و روحیات او سازگار نیست .لذا وارد شدن در کارهایي كه از تحمل زن خارج است و به نحوي به او ضرر مي زند جايز نيست. هر چند شايد باشند زناني كه قدرت بدني بالايي داشته باشند اما غالبا و حتي مي توان گفت همه زنان در اين دسته نقش چنداني را نمي توانند ايفا كنند.
3. شغل هایی که مشترک بین زنان و مردان است که اکثر موارد و بیشتر کارها تقریبا بین زن و مرد مشترک است. در این گروه، اگر زن و مرد ضوابط شرعی را رعایت کنند و حرمتها و حيا و عفت و دين داري را سرمشق قرار دهند و مرتکب عمل حرامی نشوند می توانند مشاركت فعال داشته باشند مانند بسیاری از کارها از جمله نمایندگی مجلس، معلمی و تحقيق و پژوهش و .. .
در هر سه گروه اگر نيازي به همكاري و استعانت و ارتباط زنان و مردان بود تنها با رعايت موازين شرعي،عرفي، عقلي ، حفظ حيا و عفت و پرهيز از گناه است كه مي توان اين ارتباط را جايز دانست و در غير اين صورت (عدم رعايت موازين شرعي و عرفي و عقلي و ...)هر گونه ارتباطي حرام است.


رابطه دوستی بین دختر و پسر:

شايد بعضي تعجب كنند اما با صراحت تمام مي تون گفت كه این نوع رابطه از نظر اسلام حرام است و قرآن از دوستی بین دختر و پسر و اینگونه روابط نهی کرده است همچنانكه در تفسير آيه 60 سوره احزاب گذشت. زیرا عفت عمومی جامعه با اینگونه روابط آسیب جدی می بیند پایه های ازدواج و خانواده سست می شود و صدها مفسده اخلاقی برای دختر و پسر و جامعه دارد. و اساسا در اسلام چيزي به نام دوستي بين دختر و پسر يا زن و مرد وجود ندارد و هر چه هز اين باب است حرام است. مگر اينكه براي دوستي معاني متعددي قائل باشيم كه يكي از آن معاني را بتوان با موازين شرعي همسان و همراه دانست هر چند در حال حاضر آنچه به نام دوستي در عرف جوامع بشري مشاهده مي شود همان معناي آزادي در رابطه و بي بند و باري است كه در دين مبين اسلام و شرع مقدس هيچ توجيهي براي آن نيامده است و اين نوع رابطه با اساس حكمت اخلاق و كمال انسان در تضاد است .
بدون تردید اگر ائمه(ع) از حضور زنان در جامعه نهی کرده اند اینطور نیست که این نهی بدون هيچ قيد و شرطي باشد بلکه سیره عملی آنها به این امر مطلق تخصیص می زند و نشان می دهد که منظور ائمه این نیست که زنان مطلقا نباید در امور اجتماعی مشارکت داشته باشند بلکه منظور آنها این است که زنان اولا، بدون دلیل موجه نباید در میان مردان و مقابل چشم آنها قرار گیرند. ثانیا، در صورت لزوم باید حضورشان در حد نیاز و ضرورت باشد و ثالثا حضوري همراه با رعايت موازين و امورات شرعي و عقلي و عرفي .

معيارهاي اسلامي و اخلاقي در روابط
يك رابطه داراي ابعادي است از جمله : نگاه، پوشش، فكر و انديشه ، گفتار ، رفتار. و براي هر كدام اسلام قانون و موازين خاص خود را دارد كه مي طلبد زن و مرد مسلمان اينچنين باشند.


نگاه
رسول اكرم (ص) به حضرت على(ع) فرمود: «اى على! نگاه اوّل، براى توست چرا كه ابزار شناخت است؛ امّا نگاه دوم به زيان توست» (من لا يحضر/ 4/ 19 .( حقيقتْ اين است كه در مناسبات و روابط اجتماعىِ دختر و پسر، پيشنهاد دين و اصل اخلاقى، ترك نگاه‏هاى شهوانى دختر و پسر به يكديگر و پرهيز از لذّتجويى‏هاى بى‏ضابطه و بازى‏كردن با عواطف يكديگر است.
جوانى كه چشمش به جنس مخالف مى‏افتد و احياناً از وى خوشش مى‏آيد، مى‏خواهد كه براى بار دوم نيز به وى نگاه كند و لذّت ببرد. نوبت اوّل، چون نگاه و تلذُّذ غير عمدى است، مانعى ندارد ؛ ولى نوبت دوم، چون به قصد لذّت بردن از ديگرى و بهره‏جويى از سرمايه ديگرى است، جايز نيست. « جعفر بن محمد ع قال ما يأمن الذين ينظرون في أدبار النساء أن يبتلوا بذلك في نسائهم ».
و در حديثي امام صادق(ع) فرمود: «نگاه كردن به نامحرم، تيرى زهرآگين است كه از ناحيه شيطان پرتاب مى‏شود». (من لا يحضر/ 4/ 19) «چه بسيارند نگاه‏هاى كوتاه و لذّت‏هاى زودگذرى كه بعدها حسرت‏ها و تأسّف‏هاى طولانى درپى خواهند داشت!».( كافى/ ج 5/ ص 559). با همه اين مرزبندى‏ها و سفارش‏هاى خيرخواهانه، در اسلام، نگاه كردن دختر و پسر به يكديگر و گفتگوى آنها، چنانچه به قصد خواستگارى و ازدواج (يعنى رفتن به سمت تشكيل كانون خانواده و رسيدن به ثبات و آرامش) باشد، مانعى ندارد. «عَنْ عَلِيٍّ ع فِي رَجُلٍ يَنْظُرُ إِلَى مَحَاسِنِ امْرَأَةٍ يُرِيدُ أَنْ يَتَزَوَّجَهَا قَالَ لَا بَأْسَ».


در پوشش
اسلام هم براي مردان و هم براي زنان پوشش خاصي را مد نظر دارد. پوششى كه اسلام براى دخترها مقرّر كرده است، بدين منظور نيست كه جلوى فعاليت‏هاى اجتماعى آنان را بگيرد و از خانه بيرون نروند. پوشش دخترها در اسلام، اين است كه دختر در معاشرت خود با پسران، بدن خود را (بجز صورت و دست‏ها) بپوشاند و به جلوه‏گرى و خودنمايى نپردازد.
سوالي كه شايد ما را به خود مشغول سازد اين است كه چرا مردان بايد آزاد باشند تا همچون كالا به زن بنگرند؟ آيا همين نگرش نيست كه نظام خانواده را در غرب، متزلزل كرده است؟ اسلام با وضع نمودن نوعى مقرّرات براى پوشش، حفظ سلامت جسم و جان فرد و روح جامعه را تضمين كرده است. به اين ترتيب، حفظ نگاه و حجاب مرد و زن، حقيقتاً مصونيت‏بخش و پاسدار حريم آنانست.
در آيين اسلام، پسران فقط وقتي مي توانند كه ارتباط كامل و بي حدي با دختران داشته باشند كه تشكيل خانواده داده باشند و آگاهانه انتخاب و مسئوليت پذيرفته باشند، در كانون گرم و صميمى خانواده است كه مى‏توانند با دختر(به عنوان همسر قانونى خود)، پيوند كاميابى برقرار كنند. قبل از آن، نبايد فكر و ذهن هيچ دختر يا پسر جوانى به اين موضوع، مشغول باشد و مانع فكر و تحصيل و كارهاى زندگى او و ديگران شود.


انديشه و قلب
نبودن حريم بين دختر و پسر، و آزادى در معاشرت‏ها، هيجانات و التهاب‏هاى جنسى را افزايش مى‏دهد و هنگامي كه ميل جنسى از تعادل و مسير طبيعى‏اش خارج شد،اين ميل به صورت يك عطش روحى و يك خواست سيرى‏ناپذير و اشباع نشدنى در فرد ظاهر مي شود كه مهاري براي آن نيست. غريزه جنسى، غريزه‏اى نيرومند، عميق و پردامنه است كه هرچه انسان اين نيرو را رها كند و كنترل نكند خاموش كه نمي شود شعله ورتر هم مي شود. مثل افراد آزمندى كه هرچه پول بيشترى به دست بياورند، حريص‏تر مى‏شوند. تاريخ از آزمندى‏هاى جنسى، بسيار ياد مى‏كند. حسّ تصرّف و تملّك زيبارويان در پادشاهان هيچ حد و مرزي نداشته و سيرابشان نكرده است. صاحبان حرمسراها، هر روز در پى شكاركردن شكار ديگرى براى خود بوده‏اند.
اسلام به قدرت شگرف اين غريزه، توجه كامل كرده و هشدارهاى زيادى درباره خطرناك بودن نگاه جنسى بى‏ضابطه و خلوت كردن پسر و دختر با هم و معاشرت‏هاى كنترل نشده آنان مى‏دهد از جمله مي فرمايد: «كه هر جا زن و مرد نامحرمي تنها بودند سومي آنها شيطان است». از طرفى تدابيرى براى تعديل و رام كردن اين غريزه انديشيده است و براى هر يك از دو جنس، تكليف‏ها و مقرراتى معين نموده است.به عنوان نمونه، قرآن كريم مى‏فرمايد: «به مردان بگو چشم‏ها از نگاه ناروا بپوشند و اندام خود را پوشيده دارند و به زنان نيز بگو تا چشم‏ها از نگاه ناروا باز دارند و اندام خود را بپوشند».(نور، آيه 31(. آيين ما از ما مى‏خواهد كه انديشه‏مان را هوس‏آلود نكنيم، خيال گناه را در ذهن خود نپروريم، به نامحرمانْ خيره نشويم و دزدانه نگاه نكنيم، به قصد لذّت‏هاى جنسى به نامحرمى ننگريم و با چنين قصدى به معاشرت‏هاى اجتماعى قدم نگذاريم.
اگر خدا به ما قلبي مالامال از محبت و عشق عطا كرده نه به خاطر آنست كه اين خانه را جولانگاه هوسها و زيباييهاي كثيف دنيايي كنيم بلكه اين مكان پر مهر و محبت و عشق را خدا براي خود آفريده است و به انسان هم اخطار داده كه يك قلب بيشتر نداري و آن براي من است. « خدا در قلب هيچ انساني دو دل قرار نداده است» .


گفتار
شنيدن صداى دختر براى پسر، در صورتى كه همراه با ناز و عشوه و قصد لذّت‏بردن و خوش‏آمدن در كار نباشد، اشكالى ندارد. براى دختر، شايسته نيست كه در سخن گفتن با پسرى، صداى خود را نازك كند و به نحوى با عشوه و اطوار، سخن بگويد. خداى متعال در قرآن، به زنان مى‏فرمايد: «در حرف زدن، صدا را نازك و مهيّج نكنيد كه موجب طمع بيماردلان گردد» ( سوره احزاب، آيه 32( و امام على(ع) مى‏فرمود: «به دختران جوان، سلام نمى‏كنم كه مبادا پاسخ آنها دلم را به لغزش افكند. (الكافى، ج 2 ، ص 648). البته اين فرمايش امام علي ع كه در اوج عصمت هستند همچون معصومان ديگر نه براي خود بلكه براي آموزش به شيعيان و مسلمانان و مومنان است كه در روابط با دختران چگونه باشند.


رفتار
احتياطها و توصيه‏هاى دين مبين اسلام، مبنى بر دور نگه‏داشتن و فاصله داشتن دختران و پسران نامحرم از يكديگر، صرفاً به خاطر حفظ سلامت روحى خود آنان و سلامت اجتماع و پاكى خانواده و عزت و شرف و تعالى آنان است . روح جوان، فوق‏العاده تحريك‏پذير است. اشتباه است كه گمان كنيم تحريك‏پذيرى روح انسان، محدود به حدّ خاصى است و پس از آن، آرام مى‏گيرد. همان قدر كه انسان از رسيدن به جاه و مقام و ثروتْ سير نمى‏شود، در ميل جنسى نيز چنين است. در محيطهاى آزاد و باز، هيچ پسرى از تصاحب زيبارويان و هيچ دخترى از متوجّه كردن پسران به خود و تصاحب قلب آنان سير نمى‏شود. از طرفى، هوس، در هيچ نقطه‏اى توقف نمى‏كند و تقاضاى نامحدود انسان، خواه ناخواه، انجام ناشدنى است و امكان برآوردن همه خواسته‏ها هيچ‏گاه براى بشر، ميسّر نيست.
دست نيافتن به آرزوها و هوس‏ها، در جاى خود، منجر به اختلالات روحى و بيمارى‏هاى روانى مى‏گردد. به محيطهايى كه بى‏بند و بارى در آنها زياد است، بنگريد. خواهيد ديد كه در آن محيطها، آمار بيمارى‏هاى روانى و مشكلات روحى، بالاست. شايد مهم‏ترين علت، همين آزادى جنسى و تحريكات فراوان روانى است كه به وسيله عكس‏ها، مجلّات، فيلم‏ها و سى‏دى‏ها و محافل مختلِط تفريحى و حتّى در كوچه و خيابان و تبليغات كالاها و مُدها و... دامن زده مى‏شود و غالباً بى‏پاسخ مى‏مانَد ؛ چرا كه تخليه جسم و روان از اين هيجانات فزاينده، عملاً ممكن نيست و بدين ترتيب، پيرى زودرس و روان‏پريشى و اختلالات روحى ديگر، پيامدهاى طبيعى آن فضا هستند.
اوّلين فايده‏ رفتار طبق مقتضاي اسلام ، امنيت فضاى خانواده و اجتماع، ارتقاى موقعيّت زنان و دختران، شكوفايى استعدادهاى مختلف جوانان، و... مي باشد كه مهم‏ترين نشانه‏هاى «بهداشت روانى» يك جامعه محسوب مى‏شوند كه زمينه لازم براى توليدات فكرى و صنعتى و توسعه ابعاد مادّى و معنوى جامعه است.
در نهايت مي توان گفت آنچه حقيقتا امروز معضل است و مسئولين و روانشناسان و جوانان را سردرگم كرده مسئله كنار آمدن با اميال و كنترل غرائض در اين ارتباط است كه به خاطر نا آگاهي ها در روابط و تربيت ها مشكلات روحي شديد و حديدي براي دخترو پسر بوجود مي آيد كه راه خلاصي از آن را سخت مي كند . و گرنه در حيطه روابط دختر و پسر هيچ ابهامي وجود ندارد وشرع مقدس تمام آنچه را كه اين ارتباط را توضيح و تبيين ميكند بيان كرده همچنانكه گوشه اي از آن را مشاهده كرديد. البته مي دانيم كه براي نجات از سردرگمي و خلاصي از بند هواهاي نفس و غرور جواني و فشارهاي جنسي و حس گرايش به جنس مخالف دين اسلام راه كارهاي زيبا و ظريفي ارائه داده است كه اين مقال را جاي آن بحث نيست.
منابع:
1) الميزان، ترجمه موسوي همداني، ج 16، ص. 461
2) شيخ حر عاملي، آداب معاشرت، ص. 67
3) مرتضي مطهري، نظام حقوق زن در اسلام، ص. 148
4) ويل دورانت، لذات فلسفه، ص. 141
5) ابوالقاسم مقيمي حاجي، جوانان و روابط، ص 7، به نقل از لذات فلسفه. 122
6) ميزان الحكمه، ج 4، ص 272، حديث. 7807
7) ميزان الحكمه ، ج 5، ص 297، حديث. 10221
8) روانشناسي رشد (2) ، دفتر همكاري حوزه و دانشگاه، ص. 782
9) الميزان، ترجمه موسوي همداني، ج 13، ص. 262
10) الدر المنثور، ج 6، ص. 244
11) كافي، ج 5، ص. 62
12) شرح غرر و درر، آمدي، ج 1، ص. 394
13) ميزان الحكمه ، ج 8، ص 485، حديث. 17831

+ نوشته شده در  ساعت   توسط qazali.ir | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
بهترین برای بهترین ها؟!
تقدیم به شما،انتقاد ویا پیشنهاد:
info@qazali.ir
www.qazali.ir

پیوندهای روزانه
بانک پرسش و پاسخ
تبیان
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
5/22/2010 - 6/21/2010
4/21/2010 - 5/21/2010
3/21/2010 - 4/20/2010
1/21/2010 - 2/19/2010
12/22/2009 - 1/20/2010
11/22/2009 - 12/21/2009
10/23/2009 - 11/21/2009
9/23/2009 - 10/22/2009
8/23/2009 - 9/22/2009
7/23/2009 - 8/22/2009
6/22/2009 - 7/22/2009
5/22/2009 - 6/21/2009
4/21/2009 - 5/21/2009
آرشیو موضوعی
غدیر خم
بهترین برای بهترین ها
فقط برای دخترها
فقط برای پسرها
فقط برای پدران
فقط برای مادران
فقط برای خانواده ها
علوم قرآنی
اهل البیت علهم السلام
اخلاق
روانشناسی
تحقیق روشمند
پیامبران
بزرگان
ادعیه وزیارات
ادیان ومکاتب
احکام وعقاید
داستانهای شنیدنی
اماکن سیاحتی وزیارتی
مناسبت ها
خانواده
بانوان
پزشکی
متفرقه
مسابقات فرهنگی
مهدویت
دلنوشته ها
پیامک ها
مشاوره
دانش وفن آوری
ورزشی
تازه ترین ها
آرمان شهر اسلامی
معماری اسلامی
پرسش و پاسخ
اخلاق
روابط دختر وپسر
پیوندها
کتابخانه های تخصصی قابل اجرا برروی موبایل
کتب ومقالات متنوع در شاخه های علوم اسلامی
کتاب نیوز
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM